Friday, December 09, 2016

شجریان و هدیه دو انگشتری از رفسنجانی به او و نظر من - زری اصفهانی


دو انگشتری با نگین سنگ قبر هدیه رفسنجانی به شجریان !! خنده دار این است که حتی هدیه اینها سنگ قبر است . حالا خوبست که یک سنگ قبر واقعی نداده است !! من البته نمیدانم که شجریان این هدیه را قبول کرده است یا نه . برای او دراین روزهای آخر عمر بهترین کار یک موضعگیری سیاسی درست درجهت مردم و تاریخ 40 سال گذشته ایران است . او باید روشن و صریح وصیت نامه ای بنویسد و بگوید که درمورد قتل عام های سال 67 چه فکر میکند و درمورد قاتلین آن شهداء وهمچنین قتل های زنجیره ای که خود این رفسنجانی درآن موقع از مهره های اصلی بود چه فکر میکند . بنویسد که درمورد جنگ هشت ساله ای که همین رفسنجانی یکی از مهره های ایجاد آن بود چه فکر میکند . شجریان باید وصیت نامه سیاسی خودش را بنویسد اگر یک هنرمند مردمی است . قبول این انگشترها از هاشمی رفسنجانی برچهره هنری او یک لکه ننگ خواهد بود . مگر اینکه بگوید هنرربطی به سیاست ندارد . ما آواز میخوانیم و کاری به کشتار مردم و جنایات ها وقتل عام های اینها نداریم . امیدوارم این نباشد . امیدوارم بیاید حقیقت را بگوید و مرز خودش با این جنایتکاران را روشن کند

چون سنجاقکی - شعر و نقاشی از زری اصفهانی





امشب از روی همه خبرها میگذرم

همچون سنجاقکی ازروی گیاهان گوشتخوار

درپرت ترین گوشه شب

جایی هست که میشود جهان را

درزلالی نور ستاره ها دوباره یافت

جهانی به فراخی بیابان های کودکی

و جاده های بی انتها

و شهرهای نا همگون و غریب

و آسمانی بلند تا خدا



دراین گوشه پرت شب

جهان دهکد ه ای کو چک و ملال آور نیست

با دریاهای برهنه

*ماهیان مرده

*یخ های ذوب شده

آسمانی سوراخ سوراخ*



و خدایی خشمگین درکمینگاه، ا

درجستجوی زندگان و آسودگان

و رسولانی منجمد شده دربرج های مقدس

وانسان هایی* مونس ربات ها



دراین گوشه پرت شب

از فراز خبرها می پرم



چون سنجاقکی از فرازگیاهان گوشتخوار

تا درزلالی نورستاره ها

جهان را دوباره بازیابم

با دسته های وحشی غازها

گنجشگان و ماهی ها و صدف ها

زمستان و باران

چمنزارها و شکوفه ها

و سلام همسایه ای

که بیخبر از همه خبرها ست





........................

* درخبرهاست که تا 40 سال دیگر نسل همه ماهی
ها از بین خواهند رفت

* تا بیست سال بعد یخ های قطب ذوب خواهند
شد و خرس های قطبی هم از بین میروند

لایه ازون هم که سوراخ شده است

دانشمندان ژاپنی رباط هایی ساخته اند که
نفس میکشند !

Thursday, December 08, 2016

سه درخت نارون - برای این سه نفر - شعر از زری اصفهانی



برروی کوه ها سه درخت نارون دیدم

برروی درخت ها سه قمری غمگین 

درزیر درخت ها 
 سه کودک گرسنه 
خوابیده دررویا 
درختان نارون ایستادند
قمریان غمگین سکوت کردند
، کودکان  بخواب رفته
 دررویای نان ماندند
و من سه قطره اشک 
از گونه هایم ستردم 
 و گذشتم

Monday, December 05, 2016

بگذار برف ببارد - آهنگ دین مارتین -- کلیپ وترجمه ترانه از زری اصفهانی -



"Let It Snow!"


آه هوای بیرون ترسناک است  
اما آتش بسی لذت بخش است 



و ما که جایی برای رفتن نداریم 



پس بگذار برف ببارد . بگذار ببارد . بگذار ببارد




و هیچ نشانی از ایستادن این برف نیست 
و من مقداری ذرت برای بو دادن خریده ام



چراغ ها دارند کم نور میشوند
پس بگذار برف ببارد ، بگذار ببارد بگذار ببارد



وقتی که ما درانتها بوسه خداحافظی را رد و بدل میکنیم
چقدر من از بیرون رفتن دراین توفان بیزارم



اما اگر تو مرا سخت درآغوش بگیری 
درتمام راه بسوی خانه گرم خواهم بود




آتش به آهستگی خاموش میشود
  محبوب  من  و ماهنوز داریم خداحافظی میکنیم 



اما تا زمانی که تو به این اندازه مرا دوست میداری 
بگذار که برف ببارد ، بگذار برف ببارد  بگذار ببارد



آه هیچ نشانه ای از ایستادن آن نیست 
و من مقداری ذرت برای بو دادن  خریده ام



و چراغها کم نور میشوند
پس بگذار که برف ببارد ، بگذار ببارد و بگذار ببارد



درتمام راه بسوی خانه من گرم خواهم بود 




آتش به آهستگی خاموش میشود



و ماهنوزهم داریم  خداحافظی میکنیم 
اما تا زمانیکه تو مرا اینهمه دوست میداری 


پس بگذار که برف ببارد ، بگذار ببارد ، بگذار که برف ببارد


برف برف برف ، ای پرنده ها که می پرید روی شانه های ابر------زری اصفهانی



  اولین برف درباغچه من و هامینگ برد درحال نوشیدن شربت زیربرف!


برف ، برف ، برف

ای پرنده ها که می پریدروی شانه های ابر

می وزید روی بال های باد

نرم و نازک و سبک

می رسید روی شاخه های کاج

می کشید روی هردرخت و سنگ

پرده ای ز اطلس سپید خیس



قطره قطره می چکید و میشوید



چلچراغ های سرد و نازک بلور

زیر انعکاس نور

روی بام ها و زیر تابش چراغ ها

جلوه گر چو شمعدان روشن سرور



برف برف برف

با ز هم ببار

این شب ضخیم



زیر دست های تازه و لطیف تو

نرم میشود

پاک میشود از این سیاهی عظیم

زین کدورت رسوب کرده روی قلب ها وروی این زمین


پاک کن

ظلمت شبی چنین دراز را

با سپیدی و صداقت سرشک خویش

 برف برف برف

ای پرنده سپید نقره بال

روی تلخی وسکوت این شب سیاه

بازهم ببار

Sunday, December 04, 2016

جوابی به آنهایی که حتی حق اظهار نظر به یک زندانی سیاسی آزاد شده هم نمیدهند و خودشان را هم به اصطلا ح فعال حقوق بشر میدانند!! زری اصفهانی




اخیرا شبنم مددزاد ه بعد از 5 سال تحمل شکنجه و زندان درایران آزاد شده و به  پاریس رفته است و به مجاهدین پیوسته است . 

قبل از او فرزاد برادرش هم همان پروسه را داشته است و بعد از آزادی اززندان به مجاهدین درپاریس پیوسته است . این دو خواهر و برادر که به احتمال قریب به یقین جرمشان و زندا ن افتادنشان درارتباط با بودن خواهر و برادر دیگرشان دراشرف بوده است که آنجا شهید شدند . مسلما اطلاعاتشان از مجاهدین خلق و اهداف آنها به اندازه کافی بوده است که تصمیم بگیرند راه و شیوه مبارزه شان را بعد از سالها اسارت و رنج انتخاب کنند . این انتخاب آنهاست .و اگر کسی کمترین اعتقادی به دموکراسی د اشته باشد ( و نمیخواهدحتی هم فعال حقوق بشری باشد که سالی یک خبراز زندانیان د اخل ایران در فیس بوکش میگذارد) باید به این انتخاب احترام بگذارد . باید به یک زندانی سیاسی رنج دیده که خواهر و برادرش را هم درجنگ با قاتلان و سفاکان حاکم برایران از دست داده است احترام بگذارد . باید حداقل دلش قدری به حال رنج های این خانواده بسوزد قبل از اینکه دشنه حمله را بردارد و به پهلوی این دختری که دیگر درزندگیش چیزی برای از دست دادن ندارد و فقط یک چیز یعنی یک آرمان برایش باقی مانده و است ویک جنگ سخت و رادیکال و رودرو      ، فرو برد کمی  فکر کند که آیا کینه های شخصی را باید به همه جا و همه چیزی سرایت داد. اگر البته شبنم مددزاده رفته بود اصلاح طلب شده بود و  صفحه آزادیهای یواشکی بازکرده بود و توی بی بی سی و رادیو فردا هیاهوی  حجاب و بی حجابی به عنوان تنها معضل حقوق بشری ملت ایران راه مینداخت هم محترم بود هم لینک هایش بسرعت شعر میشد و قهرمان زندانیان سیاسی اش هم میکردند. و زیر پست هایش هزارهزار لایک هم میخورد. ولی او البته اهل این حقوق بشربازیها و به عبارتی خاله بازیها وقرتی بازیها نیست . نخیر او فعال حقوق بشر ی که سالی یک بار یک خبر از رادیو فردا درمورد زندانیان بردارد و آنرا هم به اسم خودش چاپ کند با یک امضا،کت و کلفت نیست . او به عنوان یک زن مبارز ایرانی که طعم شکنجه و زندان و شهادت همبندان و شهادت خواهر وبرادرش را با گوشت و پوست و استخو.انش چشیده است اهل مبارزه است . اویک جنگجو است نه یک فیس بوک نویس . اومیخواهد برزمد ، موضع بگیرد، درخیابان ها فریاد بکشد و بسیج کند و مردم را به خیابان بکشد و تظاهرات راه بیندازد و بخروشد و بروید و برویاند . او اهل این مسخره بازیها به اسم حقوق بشربازی اینترنتی و نقل خبر ولایک گرفتن و خوشحال شدن نیست .بروید فحش اش بدهید . بروید بگوئید اونماینده مردم ایران نیست . بله کاملا درست است . او نماینده اصلاح طلب ها و فرصت طلب ها و بیکاره ها و انتخاباتی ها  وآزادیهای یواشکی راه اند ازان و دیگر نمایندگان فلسفه آسته بیا آسته برو که گربه شاخت نزند که تازگی ها هم فرح پهلوی شده است بانوی فمینیست شان !! در اینترنت نیست . اویک رزمجوی رادیکال است و مسلما کسی برایش بوسه و کف و دف و گل و هپی برث دی حواله نمیدهد . به او حمله میکنند . ناسزایش میگویند   ( خود من تجربیات فراوانی از آنها داشته ام ).زیرا که او یک  آرمانگراست . زیرا که باور دارد بدون آرمان ، بدون تشکیلات ، بدون رزم جدی و درخیابان و درصحنه هیچ چیزی تغییر نخواهد کرد . و آخوندی میرود و آخوندی میآید . او تصمیم خودش را برای جنگیدن تمام عیار گرفته است . او یک زن آزاد است و میتواند هرچه را بخواهد انتخاب کند . حق اوست . اگر هم از جانب مردم ایران سخن میگوید مسلما راست میگوید . زیرا مردم ایران حق اظهار نظر ندارند . حق حرف زدن و بیان خواسته هایشان را ندارند زیرا مردم ایران  شبها در کارتون ها میخوابند و درآشغال ها دنبال غذا میگردند . مردم ایران کارگرانی هستند که حقوقشان را 6 ماه به 6ماه پرداخت نمی کنند و درتظاهراتشان آنها را کتک میزنند و به زندان می برند .  مردم ایران آنهایی هستند که بدن بیمارشان را بیمارستان می اندازد توی کوچه چون پول ندارند . و کودکانش را در مدارس شلاق میزنند چون پول شهریه ندارند . جوری میگویند او نماینده مردم ایران نیست که انگار خودشان تنگ به تنگ مردم ایران نشسته اند و مید انند که آنها چه میگویند و چه میخواهند .!!مردم ایران میلیونها انسان فقیری هستند که وقتی به خیابان ها ریختند فقط آنها که حقیقتا انسان دوست هستند و عاشق مردمشان هستند و آنها  که سازماندهی و تشکیلات دارند و آرمان گرا هستند و رنج های آن مردم را با گوشت و پوست خود هم چشیده اند به آنها ملحق شده و آنها را رهبری کرده و انقلاب را به ثمر میرسانند . شبنم راست میگوید زیرا شبنم نماینده طبقه متوسط شهری و اصلاح طلب نیست که بدنبال رفرم هی از عبای این یکی آخوند دست برمیدارد و به عبای آخوند دیگری می چسبند . شبنم مددزاده نماینده 70 درصد مردم ایران یعنی   فقیران و سرکوب شدگان و بی خانمان ها وکودکان کارو  کودکان خیابانی ، کولبرها ، زنان دستفروش که کنارخیابان به خاطر فروش یک طبق سبزی کتک میخورند و معتاد ها و گدا ها و روسپی ها ست .و کسانی که به اندازه یک اپسیلوم هم دردشان درد آن مردم نیست نمیتوانند بگویند که مردم ایران چه کسانی هستند و نمایند ه شان کیست .درمورد شبنم مددزاده فقط کسانی میتوانند نظر بدهند  که هدفشان سرنگونی این نظام است  آنهم با یک آرمان ضد استثماری طرفدار طبقه فقیر و کارگر ونه هر ننه قمری که سال و ما هی یک بار به فیس بوک میرود تا علیه مبارزین و مجاهدین کلمه پراکنی کند و هیچ نظرگاه مشخص و هدف مشخص سیاسی هم درپیش رو ندارد ودر هیچ رویدادسیاسی چه درایران وچه درجهان هم اساسا نه نظری دارد و نه حرفی میزند  و فقط خود خدا میداند که کجای دنیا دارد فعالیت حقوق بشری میکند که هیچکس آثارش را جایی ملاحظه نمی کند!!
             برای شبنم مددزاده دختر زیبا و عزیز ایران زمین ، آرزوی موفقیت دربرآوردن رویاها و آرمان های انسانی  خواهر و برادرش و تمام مردم ایران را دارم . موفق باشی ای دختر رزمجوی ر نجکشیده . آرزو میکنم که روزی چون دختران کرد کوبانی سلاح بدست  درخیابان های تهران و درجلوی زندان اوین حضور یابی و دمار از روزگار  آن قاتلان وزندانبانان و استثمارگران درآوری . به امید آنروز 

Saturday, December 03, 2016

چند عکس و یک کامنت -زری اصفهانی




دانشجویان آنگولایی درکوبا تحصیل مجانی میکنند و به کشورشان برمیگردند تا دردانشگاه تدریس پزشکی کنند --دانشجویان پزشکی در شهر سنتیاگو درکوبا . -دانشجویان ونزوئلایی که درکوبا تحصیل پزشکی میکنند - وآخری هم عکسی از بیمارانی است که یک بیمارستان درتهران برده و کنار جاده گذاشته است چون پول نداشته اند!! بنابراین بهتراست به درد خود مان بنالیم وکاری به کوبا و مردمش و رهبرش نداشته باشیم .درکوبا بیماران را بدلیل نداشتن پول کنار خیابان نمی گذارند چو ن کسی درکوبا برای درمان پول پرداخت نمیکند ! احتمالا برای آن بیمارانی که کنار خیابان رها شده اند ، آزادی معنای دیگری دارد . معنای آن برای آنها آزاد شدن از درد و رنج بیماری و مردن است ! برای کسانی هم که توی زباله دنبال غذا میگردند آزادی معنایش یک لقمه غذا برای سیر شدن است . برای کسانی که درکارتون ها شبها میخوابند آزادی معنایش یک سرپناه است و البته برای طبقه مرفه هم چیزدیگری است و برای استثمارگر هم باز آزادی معنای دیگری دارد .

Wednesday, November 30, 2016

تصویری از پابلو نرودا با فیدل کاسترو


یک کامنت - زری اصفهانی


اگر آنقدر بینش سیاسی ندارید که متوجه نمیشوید جهان به چه سمتی دارد میرود . و چطور جریان ها ودولت ها و نیروهای چپ دارند خودشان را دوباره به شکلی جدید سازماندهی میکنند و از جا برمیخیزند . و چطور سرمایه داری بدون هیچ راه حل واقعی برای حل مشکلات انسان و کره زمین درمانده شده است و دارد راه به جنون می برد . به من و نوشته هایم اتهام نزنید . اگر میدانستید که جهان دریک سرفصل تاریخی دوباره قرارگرفته است آنوقت می توانستید بفهمید که مفهوم مراسم خداحافظی با فیدل کاسترو با آن جمعیت انبوه و آنهمه نیرو و شخصیت چپگرا درست درکنار گوش ترامپ ،معنایش چیست . سمت گیری جهان فقیر و درمانده و درآتش جنگ نه در جبهه سرمایه داران و ترامپ که درجبهه نیروهای رادیکال و سوسیالیست است . و این است که چه گوارا و کاسترو دیروز درکوبا دوباره برخاستند و از کوه های سیرا مائسترا سرازیر شدند . جهان دارد دگرگون میشود .جهان آبستن یک تولد تازه است .

خلق های متحد هرگز شکست نمیخورند




گزارش کوتاهی از الجزیزه - مراسم وداع با فیدل کاسترو



مراسم بزرگداشت و خداحافظی با فیدل کاسترو . دیروز هاوانا صحنه قدرت نمایی چپ ها دربرابر ترامپ بود


این است کوبا در وداع با رهبر انقلابی اش
قهرمانان آمریکای لاتین هرکدام با سخنانی آتشین اورا ستودند و اورا رهبر خود لقب -دادند . دانیل اورتگا درابتدای سخنرانی اش گفت فیدل کجاست ؟ . :donde esta Fildel
: و جمعیت فریاد کشید من فیدل هستم . من فیدل هستم
Jo soy Fidel
سخنرانی او زیبا و سرشار احساسات بود
رئیس جمهورآفریقای جنوبی درمورد کمک های کوبا به جنبش ضد آپارتاید و نلسون ماندلا صحبت کرد و گفت وقتی کوبا به آفریقا آمد برای بردن طلا و نفت نبود . برای کمک به آزادی بود . وقتی کوبایی ها از آفریقای جنوبی رفتند تنها اجساد همرزمانشان را بردند و افتخار شرکت درمبارزه ضد استعما رو آپارتاید را 
همه شرکت کنند گان از کشورهای مختلف آمریکای لاتین درباره اتحاد درجهت ایجاد سوسیالیسم درآن منطقه را که کاسترو و ارنستو چه گوارا شروعش کرده بودند صحبت کردند .
هیچیک از رهبران غربی دراین مراسم شرکت نداشتند . جاستین ترود نخست وزیر کانادا که پیام گرمی برای تسلیت درگذشت کاسترو برای مردم کوبا فرستاده بود و فیدل کاسترو در خاکسپاری پدرش پیر ترودو شرکت کرده بود زیرحمله حزب کنسراتیو و راست گراها قرار گرفت و درنهایت سفرش را به کوبا لغو کرد . ولادیمیر پوتین شرکت نکرد و نفردیگری را فرستاد . بیشک بهانه او ایجاد یک رابطه خوب با ترامپ است که ترامپ هم وعده اش را داده است .گفتنی است که از ایران هم آخوندکی از  طرف روحانی شرکت کرده بود که بشکلی اغراق آمیز از انقلاب کوبا و اثراتش در انقلاب اسلامی ایران سخن میگفت و از پیمانی که با فیدل کاسترو برای آزادی .... وانقلاب بسته اند !! البته سخنان او واکنش زیادی را نشان نمیداد . بیش از همه سخنرانی های رهبران جوان کشورهای آمریکای لاتین بود که مردم را به هیجان آورده بود و مرتب آن سرود معروف را دسته جمعی میخوانند 



Y el pueblo unido
Jamas sera vencido
و آن خلقی که متحد شود
هرگز شکست نمیخورد

Tuesday, November 29, 2016

Monday, November 28, 2016

این لینک هم برای کسانی است که درجاهای گرم و نرمشان درکشورهای غربی نشسته اند و فیدل کاسترو را دیکتاتو ر و بیرحم و این چیزها لقب میدهند .



این لینک هم برای کسانی است که درجاهای گرم و نرمشان درکشورهای غربی نشسته اند و فیدل کاسترو را دیکتاتو ر و بیرحم و این چیزها لقب میدهند . اینجا فیلیپین است جایی که پلیس افرادی را اجیرمیکند که معتادها را درکنارخیابان ها بکشند . آنها معتادها را مثل موشها میکشند حتی کسانی را که فقط مشکوک اند . عکس ها را نگاه کنید . همه دنیا آنجایی نیست که شما دارید زندگی میکنند . جهان واقعی این جاست . جهان واقعی خاورمیانه است، کشورهای آمریکای لاتین است ، کشورهای آسیای جنوب شرقی است . کشورهای آفریقایی است . هند است و ایران است . اشتباه نکنید . تخیل نبافید . و درجهان رویاهای  خرده بورژوایی تان دل به دموکراسی های غربی و . دشوهای تلویزیونی غربی نبندید . دنیای واقعیات سرسخت ترازاینهاست
دنیای واقعی یک دنیای گرسنه و بیمار و معتاد است . و این گرسنگی و بیماری و اعتیاد قدم به قدم به کشورهایی که معبد آمال و آرزوهای شما هم هستند دارد میرسد . دنیای واقعی دنیای جنگ است . و این جنگ بین گرسنه هاست و سیرها ... هرکجا مبارزه نباشد ، رادیکالیسم نباشد، رویاهای انسانگرانه نباشد و آرمانگرایی نباشد ، به این نقطه خواهد رسید . آری ارزش جان انسان ها بدون مبارزه ، تنها تا به این حد است که درعکس ها می بینید . و انسان بی آرمان و تسلیم شده به سیستم انسان کش سرمایه داری  به این جا خواهد رسید . اعتیاد و گرسنگی و روسپیگری و گدایی . راه تنها یکی بیشترنیست . آرمانی انسگرا و مبارزه درراه آن و یا درهم شکسته و تحقیر شده و خوارشده درزیر چکمه های زورگویان. درمکتب سرمایه داری هیچ چیزی به جز نابودی انسان و محیط زیست وجود ندارد 

آری ما پیروز میشویم و همه آنچه را که از ما دزدیده اید از حلقومتان بیرون میکشیم


میرزا کوچک خان - شاهین نجفی