دیروز مطلبی در سایت پژواک ایران نظرم را جلب کرد . تیتر مطلب هست هذیان و خرافات . مطلب را که خواندم واقعیت اش شاخ درآوردم . مضمون این مقاله سراسر طعنه و نیش و کنایه و بی ادبی به آقای اسماعیل وفا یغمایی ، آنهم از موضع یک طرفدار مجاهدین خلق بود . مطلب را میتوانید در این لینک بخوانید
من نمیخواهم آن نوشته را که با این جمله ناچسب و بی مورد " ارسطو : آزادانه به عمل گذاشتن ِ خلاقیت خویش ، شادی حقیقی می باشد." !!شروع شده است ، مورد بررسی و تحلیل قرار دهم . نوشته گویا درانتقاد به مقاله از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیت خونین شهر اشرف آقای یغمایی نگاشته شده است . البته بیش از انکه مطلبی انتقادی باشد ، مطلبی سرکوب کننده و پراز نیش وکنا یه های دشمنانه است که اساسا ارزش بحث و بررسی ندارد
من حرفی برای گفتن به نویسنده بی ادب این مطلب ندارم بلکه روی سخن من به سایت هایی است که چنین مطالبی را براحتی و بدون اینکه حتی آنر ا بخوانند چا پ میکنند
خوبست یک سایت که برای مبارزه درست شده است این را هم درک کند که بی احترامی و توهین و هرزه گویی به هنرمندان زحمتکشی که عمری را درراه آرمان های به حق مردم ایران گذاشته اند وجزء سرمایه های ملی ایرانیان به حساب می آیند تنها میتواند ناشی از عدم درک جایگاه هنرمندان مبارز و همچنین اهمیت اتحاد و دوستی و یک صدایی درشرایط حساس کنونی باشد . آیا هنوز هم زمان دست برداشتن از دگم ها و خود پرستی ها و اندیشه سرکوبگر انه در برابر کسانی که نظری غیرازما دارند نرسیده است ؟
آیا زمان آن نرسیده است که رسانه های اینترنتی هم همچون روزنامه های گذشته پرنسیب های مطبوعاتی را رعایت کنند و هر پرت و پلایی را به عنوان مقاله چاپ نکنند و به کسانی که هرگاه عصبانی میشوند قلم بدست میگیرند و شروع به خالی کردن عقده هایشان میکنند میدان ترکتازی ندهند ؟
آیا هنوز هم زمان آن نرسیده است که فرق انتقاد را با هجو و هزل و و لنگاری درک کنیم وتیشه به ریشه دوستی ها و همسنگری ها نزنیم ؟
من نمیخواهم آن نوشته را که با این جمله ناچسب و بی مورد " ارسطو : آزادانه به عمل گذاشتن ِ خلاقیت خویش ، شادی حقیقی می باشد." !!شروع شده است ، مورد بررسی و تحلیل قرار دهم . نوشته گویا درانتقاد به مقاله از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیت خونین شهر اشرف آقای یغمایی نگاشته شده است . البته بیش از انکه مطلبی انتقادی باشد ، مطلبی سرکوب کننده و پراز نیش وکنا یه های دشمنانه است که اساسا ارزش بحث و بررسی ندارد
من حرفی برای گفتن به نویسنده بی ادب این مطلب ندارم بلکه روی سخن من به سایت هایی است که چنین مطالبی را براحتی و بدون اینکه حتی آنر ا بخوانند چا پ میکنند
خوبست یک سایت که برای مبارزه درست شده است این را هم درک کند که بی احترامی و توهین و هرزه گویی به هنرمندان زحمتکشی که عمری را درراه آرمان های به حق مردم ایران گذاشته اند وجزء سرمایه های ملی ایرانیان به حساب می آیند تنها میتواند ناشی از عدم درک جایگاه هنرمندان مبارز و همچنین اهمیت اتحاد و دوستی و یک صدایی درشرایط حساس کنونی باشد . آیا هنوز هم زمان دست برداشتن از دگم ها و خود پرستی ها و اندیشه سرکوبگر انه در برابر کسانی که نظری غیرازما دارند نرسیده است ؟
آیا زمان آن نرسیده است که رسانه های اینترنتی هم همچون روزنامه های گذشته پرنسیب های مطبوعاتی را رعایت کنند و هر پرت و پلایی را به عنوان مقاله چاپ نکنند و به کسانی که هرگاه عصبانی میشوند قلم بدست میگیرند و شروع به خالی کردن عقده هایشان میکنند میدان ترکتازی ندهند ؟
آیا هنوز هم زمان آن نرسیده است که فرق انتقاد را با هجو و هزل و و لنگاری درک کنیم وتیشه به ریشه دوستی ها و همسنگری ها نزنیم ؟
0 نظرات:
ارسال يک نظر