
Sunday، August 01، 2010
با عطر اندوهی که درقلب من کاشته ای - زری اصفهانی

به یاد زندانیان سیاسی که درتابستان سال 1367 به دستور مستقیم خمینی درزندانها قتل عام شدند
برگورت شاخه گل یاسی می نهم
با عطر اندوهی که در قلبم کاشته ای
درزیر این سنگ توخفتهای
رودخانة پاکیزه
سر بر سنگ نهادهای
گل نیلوفر معصوم
آسمان درخاطرات من ترا می رویاند
آسمان ستاره ریز
با طبقی از گل سرخ
و تپشهای نور
که از گور تو برمیخيزد
آوازهای ترا
چوپانان صبور کوهسارها میخوانند
درکنار شعلههای سرخ آتش
سنگریزه های خاک تو
مهر نماز نیایشگران دریاست
چون چشمهای که راه یافته است
در قلمرو سنگها
زمزمهات را جویبارها پژواک میدهند
آوازهایت را پرندگان سپیده دم میخوانند
درموسم گلگشت بهاران
سرنوشت تو قصه هجرت چلچلههاست
داستان کوچ مرغابیانی است
که سردی فصل را تاب نیاوردند
و بهسوی خورشید پرگشودند
برگورت شاخه گل یاسی مینهم
با عطر اندوهی که درقلب من کاشتهای
اشتراک در:
پیامها (Atom)