امروز حسنی مبارک تازه گفته است که درانتخابات بعدی شرکت نمی کند!! آدم از پررویی این دیکتاتورها حقیقتا شاخ درمی آورد . دریک کشور غربی مثلا کانادا اگر چند هزار نفر یک روز جمع شوند وبگویند که این دولت را نمیخواهند مسلما همانشب حزب های مختلف و پارلمان و دولت جمع میشوند و بسرعت تصمیم میگیرند که چه کنند . اگر احزاب اپوزیسیون درخواست استعفای دولت را بدهند بدون شک فردایش دولت استعفا میدهد و یک انتخابات تازه شروع میشود . هیچ مغازه ای تعطیل نمیشود . هیچ کس دستگیر نمیشود . خون از دماغ هیچکس نمی آید و خبرش شاید فقط از چند کانال تلویزیون داخلی پخش شود و تمام . فردایش انگار نه انگار که چیزی شده است و مردم به سرکارهایشان میروند . حقیقتا چه فرقی است بین کشورهای جهان سوم و کشورهای غربی ؟ چرا کسی مثل حسنی مبارک برای اینکه از قدرت کنده شود باید میلیونها انسان جمع شوند فریاد بزنند کتک بخورند و عده ای هم کشته شوند تا اوراضی شود که کنار برود . این تازه درمصر است که ارتش هم اعلام بی طرفی کرده است و گفته است که به خواست های مردم احترام میگذارد . درایران که وضع هزاران بار بدتر است . ارتش و پلیس که قرار بوده نگاهبان منافع و امنیت مردم باشند خودشان دشمن خونی مردم شده اند . برای بودن چند نفر درقدرت حاضرند بکشند و شکنجه کنند و خیابان ها را محاصر ه کنند و همه چیز و همه کس را نابود کنند . حقیقتا این چه تقدیری است که مردم کشورهای عقب مانده با آن مواجه اند . چه زمانی این طلسم می شکند . چه زمانی رئیس جمهور و نخست وزیر و ولی فقیه تنها آدم های معمولی یی میشوند که هروقت مردم آنها را نخواستند به کنار بروند ؟ شاید که شکستن این طلسم آغاز شده است . شاید که راه دموکراسی و انتخابات برای مردم کشورهای بخصوص خاورمیانه هم باز شده است . شاید که براستی دوران پایان دیکتاتوری ها آغاز شده باشد . آیا جهان در سرفصل تازه ای است ؟Tuesday، February 01، 2011
قدرت مردم - حسنی مبارک به انتهای خود رسیده است
امروز حسنی مبارک تازه گفته است که درانتخابات بعدی شرکت نمی کند!! آدم از پررویی این دیکتاتورها حقیقتا شاخ درمی آورد . دریک کشور غربی مثلا کانادا اگر چند هزار نفر یک روز جمع شوند وبگویند که این دولت را نمیخواهند مسلما همانشب حزب های مختلف و پارلمان و دولت جمع میشوند و بسرعت تصمیم میگیرند که چه کنند . اگر احزاب اپوزیسیون درخواست استعفای دولت را بدهند بدون شک فردایش دولت استعفا میدهد و یک انتخابات تازه شروع میشود . هیچ مغازه ای تعطیل نمیشود . هیچ کس دستگیر نمیشود . خون از دماغ هیچکس نمی آید و خبرش شاید فقط از چند کانال تلویزیون داخلی پخش شود و تمام . فردایش انگار نه انگار که چیزی شده است و مردم به سرکارهایشان میروند . حقیقتا چه فرقی است بین کشورهای جهان سوم و کشورهای غربی ؟ چرا کسی مثل حسنی مبارک برای اینکه از قدرت کنده شود باید میلیونها انسان جمع شوند فریاد بزنند کتک بخورند و عده ای هم کشته شوند تا اوراضی شود که کنار برود . این تازه درمصر است که ارتش هم اعلام بی طرفی کرده است و گفته است که به خواست های مردم احترام میگذارد . درایران که وضع هزاران بار بدتر است . ارتش و پلیس که قرار بوده نگاهبان منافع و امنیت مردم باشند خودشان دشمن خونی مردم شده اند . برای بودن چند نفر درقدرت حاضرند بکشند و شکنجه کنند و خیابان ها را محاصر ه کنند و همه چیز و همه کس را نابود کنند . حقیقتا این چه تقدیری است که مردم کشورهای عقب مانده با آن مواجه اند . چه زمانی این طلسم می شکند . چه زمانی رئیس جمهور و نخست وزیر و ولی فقیه تنها آدم های معمولی یی میشوند که هروقت مردم آنها را نخواستند به کنار بروند ؟ شاید که شکستن این طلسم آغاز شده است . شاید که راه دموکراسی و انتخابات برای مردم کشورهای بخصوص خاورمیانه هم باز شده است . شاید که براستی دوران پایان دیکتاتوری ها آغاز شده باشد . آیا جهان در سرفصل تازه ای است ؟
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)
0 نظرات:
ارسال يک نظر